» گزارش یک جشن

b_right

گزارش یک جشن

گروه فرهنگی: دیروز تحریریه مردم سالاری، مثل همیشه نبود. ما مهمان داشتیم!  هنوز کار ما در تحریریه شروع نشده بود که از حیاط روزنامه صدای همهمه آمد. ۱۴ بچه قدم و نیم قد در حیاط به صف شده بودند و به حرف‌های مربی شان گوش می‌دادند. ما هنوز نمی‌دانستیم ماجرا از چه قرار است که دبیر تحریریه روزنامه ما را از بی خبری درآورد. معلوم شد که این بچه‌ها، نوآموزان مهدکودک باغ ستاره‌ها هستند که به مناسبت روز خبرنگار به تحریریه روزنامه مردم سالاری آمده‌اند تا با روزنامه و کار خبر آشنا شوند. وقتی بچه‌ها وارد تحریریه شدند و با لحن کودکانه و به صورت نیمه هماهنگ (!) روز خبرنگار را بلند به اعضای تحریریه تبریک گفتند تازه یخشان آب شد.

بر خلاف تصور بچه‌ها خیلی از مقوله خبر بی اطلاع نبودند و بیشتر از آن که آن‌ها از دیدن تحریریه هیجان داشته باشند، این اعضای تحریریه بودند که از دیدن این کودکان ذوق کرده بودند. معاون تحریریه روزنامه برای این کودکان نحوه کار خبرنگاری و تهیه و تنظیم خبر را توضیح داد و بعد از صحبت‌های  دبیر تحریریه روزنامه نوبت به بچه‌ها رسید که خودشان را معرفی کنند و از اعضای تحریریه سوال بپرسند. اولین نفر پویان گرانمایه بود که خودش را با صدای بلند معرفی کرد و بعد از هر گوشه تحریریه صدای بچه‌ها بلند می‌شد که اسم‌شان را می‌گفتند. یکی گفت: من آرتین اخباریم! یکی دیگر با صدای آرام می‌گفت: من هم فاطمه آقا ملکیم!  یکی هم خودش را فرین گودرزی  معرفی کرد و بعد هم دیگران خودشان را معرفی کردند. نیکی عدل خواه، علی صفامنش،مانلی آخوندی،پانیسا پورپروین، پارسا مطلبی، زهرا مهدی پور، مهرسا هزارخانی، سما صفدری پناه ، پانیذ خراسانی و پارمیس حسن آبادی. این کودکان مهمانان دوست‌داشتنی دیروز مردم‌سالاری بودند. بعد از این که  بچه‌ها خودشان را معرفی کردند، سکوتی تحریریه را گرفت تا این که یکی از بچه‌ها از فرصت استفاده کرد و پرسید: «اون آقا کیه؟» و با دستش عکس محمد جواد ظریف را که به دیوار تحریریه خورده بود نشان داد. مربی شان گفت: شما باید ایشان را بشناسید. قبلا اسمش را در اتاق خبر به شما گفته‌ام.
یکی از بچه‌ها دستش را بالا گرفت و خیلی آرام گفت: ظ..ظریف! بعد هم که فهمید درست گفته است خودش را جلو کشید و در جلوی صف دوستانش ایستاد.
بقیه بچه‌ها هم بیشتر درگیر کنجکاوی فعال خود بودند. دو نفرشان یک روزنامه را از روی میز برداشته بودند و ورق می‌زدند. دوست داشتند خودشان تحریریه را ببینند و جواب سوالشان را پیدا کنند اما آنقدر اعضای تحریریه از دیدن آن‌ها ذوق داشتند که بچه‌ها مجبور می‌شدند برای رفع سوال خود از اعضای تحریریه کمک بگیرند. دختر بچه کوچکی که هدیه ای برای اعضای تحریریه آورده بود خودش را از صف دوستانش جدا کرد و یک جعبه شکلات به  مناسبت روز خبرنگار به اعضای تحریریه روز‌نامه داد بعد هم از این فرصت استفاده کرد و گفت: «اون کیه؟» و با دستش پوستر سینما حقیقت را نشان داد که بالای میز سرویس فرهنگی جا خوش کرده است. یکی از اعضای تحریریه هم هول شد و به اشتباه گفت: این یک پیرمرد بازنشسته است که…. هنوز پاسخ کامل را نشنیده بودند که یکی از بچه‌ها جلو آمد و پرسید: حالا این روزنامه‌ها چطوری چاپ می‌شود؟ بعد هم انگار که یادش بیافتند جلوی غریبه‌ها صحبت کرده است، خجالت کشید و یک قدم عقب رفت.
دبیر تحریریه روزنامه کمی‌راجع به سیستم چاپ و تایپ و حروف چینی توضیح داد که یکی از دخترها با خجالت و زیر لبی گفت: میشه  ما ببینیم این صفحات چطوری چاپ میشن؟  این شد که بچه‌ها برای دیدن ویراستاری و فنی به طبقه دیگر روزنامه رفتند. بعد از بازدید هم بچه‌ها به ما افتخار دادند و با ما عکس گرفتند. عکسی که آن هم کم دردسر نداشت. اعضای تحریریه حاضر در روزنامه دوست داشتند در عکس باشند اما اگر همه اعضا می‌آمدند همه بچه‌های مهدکودک در عکس جا نمی‌شدند! به هر زحمتی بود همه را در عکس جا کردیم و یک عکس یادگاری با بچه‌های مهدکودک باغ ستاره‌ها گرفتیم.


شماره ۴۳۸۴ – چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶

روزنامه مردم سالاری به مناسبت روز خبرنگار

  • نام و نام خانوادگی :
  • ایمیل :
  • پیغام :